الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
442
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
نوفلبن حارثبن عبدالمطلب را بهجاى خود در كوفه گذاشت و به او دستور داد تا مردم را وادار كند و به سوى وى گسيل دارد ، او نيز مردم را وادار و ترغيب مىنمود و روانه مىكرد تا اينكه سپاه كامل شد . آنگاه حسنبن على عليه السلام با سپاه عظيم و تجهيزات خوبى روانه شد تا به دير عبدالرحمان رسيد ، و سهروز در آنجا ماند تا اينكه مردم جمع شدند ، سپس عبيداللَّهبن عباسبن عبدالمطلب را فراخواند و به او فرمود : « پسرعمو ! من به همراه تو دوازدههزار از سوار سپاه و قاريان مصر را فرستادم كه هر كدامشان برابر يك دسته از دشمناند ، پس آنها را ببر و با ايشان خوشرفتار باش و مدارا كن و در برابر ايشان تواضع نما و در انجمنت به آنها نزديك باش ، زيرا كه آنها باقيماندگان از افراد مورداطمينان اميرالمؤمنينند . آنها را از بالاى شط فرات ببر تا اين كه شط فرات را قطع كنند سپس به سمت « مسكن » مىروى و از آنجا مىگذرى تا با معاويه روبرو شوى ، پس اگر او را ديدى ، بازدار تا من بيايم كه من در پى شما به سرعت مىآيم ، ولى بايد همهروز خبر شما پيش من باشد ! و با اين دونفر يعنى قيسبن سعد و سعيدبن قيس مشورت كن ! و چون معاويه را ديدى با او آغاز جنگ نكن تا او شروع كند و اگر آغاز كرد پس تو نيز پيكار كن ! و اگر اتفاقى برايت افتاد پس قيسبن سعد را بر مردم مىگمارم و اگر براى قيس پيشامدى شد پس سعيدبن قيس مردم را سرپرستى كند ، و سپس آن چه خواست به وى گفت : عبيداللَّه حركت كرد تا به محل « شينور » رسيد تا از آنجا راهى محل